سفر
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ،۱۳٩٠  

کلی ذوق وشوق داری واسه یه سفری که خیلی دوست داری بری ،کلی برنامه ریزی

میکنی و با دوستات همانگ میشی ولی مجبور میشی که کنسلش کنی.

تازه دوستات هم از دستت ناراحت میشن و کلی غر میزنن.

آخه چرا؟


کلمات کلیدی:
نگاهم کن
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ،۱۳٩٠  

وقتی تو هستی . آسمون پر از نوره
غم از قلبم هزارون ساله دوره

الهی نشکنه قلب من و تو
که هر کی عاشقه . قلبش بلوره


کلمات کلیدی:
عاشق دلسوخته
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ،۱۳٩٠  

 

 من از اون آسمون آبی میخوام


من از اون شبهای مهتابی میخوام


دلم از خاطره های بد جدا


من از اون وقتها یه بیتابی میخوام

                                                    سیمین غانم

 

داشتم آکادمی گوگوش رو نگاه میکردم تنها شعری که توی ذهنم موند همین بود.

 


کلمات کلیدی:
u
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ،۱۳٩٠  

کلمات کلیدی:
کوچه-دیدن
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ،۱۳٩٠  

پنج روزه که تهران هواش بارونیه،همه آلودگیهاش رفته و هوا بسیار عالیست.

کوچه محل کارم رو دوست دارم ،توی هر فصلی زیباییهای خودش رو داره اما امروز بارون

میبارید و من رو محو تماشای خودش کرده بود،درختان زیبا و بلندی که سرتاسر کوچه رو پر

کرده و صدای خش خش برگها زیر پا و بوی نم بارون که من رو از خود بیخود کرده بود.

 

 

-امروز رو با دیدن تو آغاز کردم کاش میشد تمام لحظه ها کنارم بودی.


کلمات کلیدی:
سلامتی
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ،۱۳٩٠  

خدایا شکرت به خاطر تمام نعمتهایی که بهمون دادی وسلامتی که هیچ وقت قدرش رو

نمیدونیم و تنها وقتی که گرفتار مشکلی میشویم و سلامتیمون به خطر میفته ،اون 

لحظه اس که به جز تو دیگر کسی را نمیبینیم و از ته دل و با تموم وجود تورو صدا

میکنیم.

خدایا کمکم کن که تمام لحظات زندگیم اینگونه به یادت باشم ، نه فقط در سختیها و

مشکلاتی که برام پیش میاد.

این حادثه رو با تموم سختیهایی که برام داشت حکمتی از جانب تو میدانم و امیدوارم

زندگی جدیدی برایم باشد که هیچ وقت و حتی یک لحظه فراموشت نکنم.

خدایا،ما به جز تو  و بدون یاری تو چیزی نیستیم،تنهایمان مگذار.


کلمات کلیدی:
عشق
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳٩٠  

 کاشکی اونقدر که من دوستت دارم ،تو هم منو دوست داشتیقلب


کلمات کلیدی:
خدایا
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳٩٠  

خدایا خودت بهم کمک کن.دوستا خوبم برام خیلی دعا کنیدلبخند


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ فروردین ،۱۳٩٠  
استادى از شاگردانش پرسید:
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت:
چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟
آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟
شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنین توضیح داد:
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله
می‌گیرد.
آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید
صدایشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسید:
هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟
آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟
چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.
استاد ادامه داد:
هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر
بیشتر می‌شود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند.
این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باش
این همان عشق خدا به انسان و انسان به خداست است که  خدا حرف نمی زند اماهمیشه صدایش را در همه وجودت می توانی حس کنی اینجا بین انسان و خدا هیچ فاصله ای نیست می توانی در اوج همه شلوغی ها بدون اینکه لب به سخن باز کنی با او حرف بزنی

 


کلمات کلیدی:
باران
ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ فروردین ،۱۳٩٠  

امشب آسمون هم مثل دل من ابریه و ساعتهای طولانیه که داره میبارهناراحت


کلمات کلیدی: