در بند

معصومه هم داره ما رو ترک میکنه و میره.امروز هم به مناسبت رفتن معصومه با بچه ها رفتیم دربند به من که خیلی خوش گذشت .کلی با نازی خندیدیم.هوا خیلی خوب بود

فقط از اون موقع که اومدم خونه از پهلو درد دارم میمیرم.شاید خسته شدم ولی ما اصلا بالا نرفتیم.

پی نوشت:ماه محرم هم شروع شده  و هیات روبروی خونه  مثل همیشه از ساعت ۵ شروع میکنند و  صدای بلند گو هها هم زیاد طوری که من اصلا نمیتونم درس بخونم

/ 1 نظر / 10 بازدید
میثم معتمدنیا

سلام دوست عزیز با 3 مطلب - سید احمد خاتمی : رسانه های خارجی که دروغ نمی گویند. - چرا حرف ا.......د را علم می کنید ؟ - آیا اهانت کنندگان به امام (ره) صورت نداشتند ؟؟؟!!! به روز هستم. خوشحال میشم که پس از مطالعه من رو هم از نظرتون بی نصیب نگذارید