داشتم  لباسهامو آماده میکردم برای فردا که میخوام برم سر کار چی بپوشم.شالها و روسریهای تکراری....

زنگ خونه زده میشه و مامان میره که درو باز کنه  بعد از ده دقیقه با چند تا کادو مباد تو اتاق.یکی از اونها یه رورسری خوشگل و خیلی خنکه .به درد این روزهای خیلی گرم میخوره . این یکی از کادوهای دختر همسایه بود که از مکه آورده بود

سهیلا جون دستت درد نکنه

/ 1 نظر / 12 بازدید
محمد

سلام سپیده خانوم مبارکت باشه هدیت از این که وبلاگم اومدی ممنونم راستش از وبلاگت خوشم اومد اخه فک میکنم که صادقانه داری حرف میزنی. بهم سر بزن خوشخال میشم.[خداحافظ]