دوستان قدیمی

کارهای شرکت خیلی زیاد شده.مجبورم پنجشنبه ها رو هم بیام سر کار.

مامان اینا با محبوبه اینا میرن مسافرت ۱ روزه.منم میرم پیش خواهر زاده هام.فکر کنم خیلی

خوش بگذره چون یه جورایی هممون هم سنیم.صبح مریم رو تو مترو دیدم و کلی ذوق کردم

گفت حتما باید بیای خونمون.میخواد غذاهای مورد علاقمو درست کنه.پیتزا-سالاد ماکارانی-بادمجون

امروز با دوستای دوران دبیرستان قرار گذاشتیم بریم بیرون.البته یکی از دوستامو که ازدواج

کرده و رفته شهرستان یه چند سالی میشه که ندیدم.دلم  خیلی برات تنگ شده 08.gif11.gif

/ 3 نظر / 14 بازدید
بلور

سلام منم قصد دارم حرفهای دلم رو مثل شما بنويسم خوشحال ميشم باهم دوست شيم

بلور

سژيده جون با اجازه تون لينک تون کردم

بلور

سلام اره عزيزم الانم تو کخ ريختن بينظيرم