خريد خونه

پنجشنبه طبق معمول روزهای تعطیل که هیچ وقت خونه پیدام نمیشه مامان وبابا رو تنها

گذاشتم و رفتم خونه محبوبه(خواهرم) وبا علی آقا(همسرش) و مریم(خواهرزاده عزیز)

رفتیم وکلی خونه دیدیم ولی هیچ کدوم با شرایطی که من میخواستم نشد اما همینکه

خونه خواهرم بودم خیلی خوش گذشت.

جمعه هم بعد از ناهار بامجید(خواهرزاده گرامی) برگشتم خونمون.زهرا (خواهرم) زنگ

زد و گفت که من با آقا رضا میام بریم بازم چند تا خونه ببینیم و به این ترتیب اولین تجربه

موتورسواری من اتفاق افتاد.تا حالا سوار موتور نشده بودم خیلی ترسیده بودم هر آن میگفتم

الان میفتم و دست و پام میشکنه خواهرمو سفت گرفته بودم و ول نمیکردم بعضی وقتام

چشامو باز میکردم خلاصه تا حد مرگ رفتم و برگشتم با وجود تمام این ترسها بازم نتونستم

خونه مناسبی پیدا کنم بالاخره تصمیم گرفتم که اگه خدا بخواد برم کرج و اونجا خونه بخرم.

/ 9 نظر / 12 بازدید
رز سفید

سلام سپیده جان خیلی ممنونم از اینکه تولد آرتین رو بهم خبر دادی. یه لحظه شوکه شدم.تو این چند روز اینقدر سرم شلوغ بود که یادم رفته بود براش اس ام اس بفرستم. باز هم ممنون . ایشالا همیشه خوش خبر باشی. و بتونی خونه خوبی پیدا کنی.راستی اگر خواستی کرج خونه بگیری. من کرج زندگی میکنم. اگر جای خاصی مد نظرته بگو که از لحاظ خوب بودن مکان کمکت کنم. اگر ماشین نداری سعی کن یه جایی نزدیک مترو خونه پیدا کنی.

آسمان

ان شا الله يه خونه ی خوب گيرت بياد .ماهم دعا ميکنيم. به روزم. دوست داشتی سر بزن. آبی باشی مثل آسمان.

ليلا مامان آرين

سلام سپيده جون.ممنونم که پيشم اومدی.اميدوارم که يه خونه خوب همون چيزی که مد نظرت هست پيدا کنی.

آزيتا

سلام سپيده جون. چطوری ی ی ی ی ی ی. خوش ميگذره. تو نسبت به من خيلی لطف داری. من هم دلم برات خيلی تنگ شده. گاهی ياد روزهايی ميفتم که با هم به هر چيز بی خودی ميخنديديم.به آقای همکارمون( ت) . گاهی عصبانی ميشديم ولی در نهايت يه موضوعی برای خنده پيدا ميکرديم و عصبانيت بر طرف ميشد. اميد وارم زودتر اون روزهای خوب و شاد تکرار بشه. شاد شاد شاد شاد باشی. اميدوارم زودتر خونه پيدا کنی .

آزيتا

راستی دارم تلاش ميکنم با اين اينترنت در پيتی که دارم چند تا عکس از آرتين بگذارم وبلاگم. دعا کن اينترنت قطع نشه.. راستی قرار بود بيای آرتين رو نگه دار ی چی شد پس.

مسافر کوچولو

سلام سپيده خانمی ممنون که به وبلاگم سر زدی . با يه دنيا آرزوی خوب بعلاوه يه خونه مناسب

آزيتا

بالاخره خونه پيدا کردی؟

سپیده

نه آزيتا جون.