رفتن تو

 از اون موقع که رفتی همش بغض دارم،همیشه منتظرم که بهم  زنگ بزنی  و با هم بریم بیرون،چقدر زود ما رو ترک کردی و رفتی.نمیدونم شاید قسمت این طور بوده.ولی  چراا ؟؟؟؟

از هر خیابونی که میگذرم  یه خاطره ای باهات دارم،هر فیلمی که میبینم  به یاد تو میفتم.

توی شرکت  که میومدی پیشم و باهم غذا میخوردیم،هر پنجشنبه که با هم میرفتیم بیرون،خرید عید،که بیشتر وسایلمونو مثل هم میخریدیم،اون کیفی که کلی دنبالش گشتیم و بالاخره یه کیف خوشگل پیدا کردیم ،البته تو انتخاب کردی .همیشه سلیقه تو بهتر از من بود.....آه خدای من چقدر سخته بدون تو زندگی  کردن.

اون لبخندی رو که توی لباس عروس داشتی هرگز فراموش نمیکنم

 

 

 

/ 2 نظر / 12 بازدید
امیر رضوان

عین برق میاد و سریع تر از برق میره. لحظات خوش رو دارم میگم. یعنی زندگی همینه؟

شب بو

حالا اینی که میگی کی بود؟ خوش سلیقه بود. خوش تیژ بود. لباس عروسی هم تنش کرده...؟ [تعجب]