باور نکن تنهاييت را

این شعر خیلی قشنگه

باور نكن تنهايت را

من در تو پنهانم تو در من

از من به من نزديكتر تو

از تو به تو نزديكتر من

باور نكن تنهايت را

تا يك دل و يك درد داري

تا در عبور از كوچه عشق

بر دوش هم سر مي گزاريم

دل تاب تنهايي ندارد

باور نكن تنهايت را

هر جاي اين دنيا كه باشي

من با توام تنهاي تنها

هر جاي اين دنيا كه باشي

من با توام تنهاي تنها

من با توام هر جا كه هستي

حتي اگر با هم نباشيم

حتي اگر يك لحظه يك روز

با هم در اين عالم نباشيم

اين خانه را بگزار بگذر

با من بيا تا كعبه دل

باور نكن تنهايت را

من با توام منزل به منزل

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
رز سفيد-زهرا

سلام سپيده جون. خوبی وای من عاشق اين شعرم . خيلی قشنگه . راستی کاش افطاری اومده بودی خونه آزيتا .خيلی دلم ميخاست ميديدمت

بهار

تنهائی . سپری خواهد شد

رز سفيد-زهرا

اره عزيزم. برای همه دعا کردم

آزیتا مامان آرتین

واقعا اینهمه شعر را حفظی.

سپيده

نه كپي كردم

مليحه

مانده ام منتظرت تا که از راه برسی و نگاهت بکنم و بگويم سلام

پویان

سپیده جان سلام؛ دوست عزیزم، پاییز این فصل رؤیایی و خاطره انگیز، این بهار عاشق‌ها، با همه‌ی زیبایی‌هاش برای من یک روز خاص هم داشت. روز پاییزی رفتن. از این روز نوشتم، خوشحال میشم بخونی و نظر پر مهرت رو برام بنویسی. شاد باشی.