این روزا خیلی کار دارم دیگه نمیتونم خیلی بیام و بنویسم.وای  دیشب عجب هوایی بود .کلی کیف کردم ولی ایکاش یه کمی هم بارون میومد .
نمیدونم چی بنوسیم .نوشتنم نمیاد.از چهارشنبه خونه خودمون نرفتم.پنجشنبه بعد از کلاس زبان اومدم شرکت بعدش رفتم خونه معصومه اینا .فردا صبح هم منو رسوند خونه اون یکی خواهرم(شهین).مامان اینا و با عمه و زن عمو هم ناهار اومدن اونجا.
عصری که مامان اینا رفتن من و سیمین رفتیم یه کمی خرید کردیم.اول هر کدوممون ۲ تا کتاب خریدیم.بعدش من لوازم آرایش و اسپری و از این چیزا خریدم.

روی هم رفته جمعه خوبی بود.تا بعد...

/ 2 نظر / 15 بازدید
سامان

سلام با مطلبی درباره canton fair آپم. منتظر حضور گرمتان هستم.

آمیتیس

سلام. هوا که تقریبا بعد از اون گرمای وحشتناک داره بهتره میشه البته اگه دوباره لج نکنه مثل قبل بشه. سپیده به نظرم بی حوصله میای. نمیدونم چرا