اتوبوس

ته ته اتوبوس روی صندلی آخر نشستم.اتوبس خلوته و همه پنجره ها باز هستن.نسیم بهار به صورتم میخوره و من کلی از خود بیخود میشم ،اتوبوس انقدر تند میره که من جزوه ای رو  که داشتم میخوندم از ترس اینکه نیفتم میبندم و صندلی رو محکم میگیرم

 دارم یه آهنگ شاد قدیمی از شهره گوش میکنم  .دلم  میخواد اتوبوس با همین سرعت بره و لحظه ای توقف نکنه  که یهو صدای موزیک قطع میشه  و من میبینم که موبایل  از جیبیم افتاده و اون آهنگ شاد داره برای همه پخش میشه .....خنده

/ 2 نظر / 3 بازدید
بهرام خسروی

سلام بر وبلاگنویس خوش ذوق[گل] سال نو مبارک... امیدوارم در هر کجای این کره خاکی که هستید موفق و موید باشید و مهمتر از همه خوشبخت باشید[بغل] تصادفی به وبلاگتون برخوردم (اتوبوس) جالب بود[خنده] گفتم بدون نظر خارج نشم... [گل] اگه دوست داشتید به ما هم سر بزن خوشحال میشم[لبخند] وبلاگ های من: www.mars48.persianblog.ir متنوع www.marstarfand.persianblog.ir آموزش کامپیوتر www.dehkaderoz.persianblog.ir روستایی دیدنی در کاشان www.fofola.persianblog.ir وبلاگ پسر کوچولوی گلم امیر[لبخند] www.hejab74.blogfa.com وبلاگ دختر گلم دریا[لبخند] موفق باشید[گل][گل][گل]

خودم

خوشبه حال"همه"! شوخی کردم.